♥عشق بی انتــــــهای مادوتـــــــا♥

Infinite L♥ve Us

من یه دختـــــــــــرم

اگه خودمــــــو لوس نکنم

اگه باهات قهــــــــر نکنم و نــــــاز نکنم

اگه وقتـــــــــی چشات میچرخه از حســــــــودی دیوونه نشمــــــــ

اگه از نظـــــــردادنات خوشحال نشم

اگه به خاطــــــــــرتو به خودم نرسم

اگه سربه سرت نزارم

اگه واست گریه نکنمـــــــ

اگه وقتـــــــی پاستیل میبینم پیرهنتــــــــو نکشم

اگه لب و لوچه اویزون نکنم تا بغلم کنی

اگه بهت نگم اقامـــــــــــــون

اگه واست مظلوم بازی درنیارم

اگه از سروکولت بالا نرم

اگه واست عشــــــــوه نیام

اگه گوشتــــــــو نپیچونم و نگم تو فقط مال منـــــــــی

اگه ناغافل دستاتـــــــــو نگیرم

اگه وقتـــــــــی کاربدی کردم باترس بهت نگم

اگه لج بازی نکنــــــــم

اگــــــــه...

اون موقع که تـــــــــو دیوونه و عاشقم نمیشی...

تــــــــــو پسری

اگه برام غیرتی نشی

اگه روم حساس نباشــــــــی

اگه ته ریش نداشته باشی

اگه باهام مهربــــــــــون نباشی

اگه بهم اخمایه کوچـــــــولو نکنی

اگه وقتی شالم رفت عقب نگی اونو بکش جلــــــــو

اگه دستمو محکم نگیــــــــــری

اگه نگی هرکاری کردی راست بگو تا ببخشمت

اگه سربه سرم نذاری

اگه قربــــــــــون صدقم نری

اگه نگرانـــــــــم نشی

اگه بهم نگی عروسکـــــــــ من

اگـــــــــــه...

اونوقت من دیوونه و عــــــــاشق تو نمیشم تا اونکارارو برات بکنم

من تورو مــــــــــــــرد میخوام

مـــــــــرد من!

پس بیـــــــــا و مـــــــرد باش

ابــــــــــرو برندار

دماغتـــــــــو عمل نکن

لــــــــــوس حرف نزن

من و تو همون ادم و حواییم!بیــــــــا جاهامونو عوض نکنیــــــــم!

من لطافتــــــــــ نگه میدارم تو صلابتـــــــــ

تو نگاهتو نگه دار من نجابتمــــــــــو

بیــــــــــــا سعی کنیم بهترین هم باشیــــــــــــم

من بهتــــــرین دختر واسه تو

تو بهتریـــــــــن پسر واسه من

قبـــــــــــــــول


http://s1.picofile.com/file/7888226127/028ceb5b176f130fc65c687cfcd806a5.jpg





تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392سـاعت 15:14 نويسنده من وعشقـــــم| |

عشق یعنی:

• عشق یعنی ... نتونی صبر کنی تا کسی شما رو به هم معرفی کنه
• عشق یعنی ... همون سلام اول
• عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.
• عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد
• عشق یعنی ... انفجار احساسات
• عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری
• عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی
• عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه
• عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیم
• عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان
• عشق یعنی ... مایه قوت قلب
• عشق یعنی ... شادی و نشاط
• عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری
• عشق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی
• عشق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری
• عشق یعنی ... وقتی دل پادشاهی می کنه
• عشق یعنی ... وقتی اطمینان پیدا میکنی که اون مرد دلخواهته
•عشق یعنی ... وقتی مردی به دختر دلخواهش برمی خوره
• عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها
• عشق یعنی ... کلید یه رابطه محکم
• عشق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها
• عشق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون
• عشق یعنی ... خاطرات خوشی را که با هم داشتین بشماری تا خوابت ببره
• عشق یعنی ... بوی عطرش از خاطرت نره
• عشق یعنی ... از خودت بپرسی چرا دم به ساعت بهت زنگ نمیزنه
• عشق یعنی ... همیشه برای زنگ زدن به هم وقت پیدا کنید
• عشق یعنی ... دلت بخواد هدیه ای به اون بدی که مثل یه گنج نگهش داره
• عشق یعنی ... وقتی با هم مشکل پیدا می کنید به حرفای هم خوب گوش کنید
• عشق یعنی ... همه چیز 

تاريخ پنجشنبه دهم بهمن 1392سـاعت 9:16 نويسنده من وعشقـــــم| |

داستان کوتاه خواندنی” مرد پاک “

مرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی

گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مرد هم همونجا

خوابش می بره… زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه… صبح که مرد از

خواب بیدار میشه انتظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه

بده … مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره

… که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته… زن : عشق من

صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست … من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای

ناهار مورد علاقت خرید کنم… زود بر می گردم پیشت عشق من دوست دارم خیلی زیاد….

مرد که خیلی تعجب کرده بود میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی

افتاده بود؟ پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و

شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش

گفتی … هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن… من ازدواج کردم… سلامتی


همه ی مــــــــــردای پاک ♥
تاريخ دوشنبه هفتم بهمن 1392سـاعت 17:15 نويسنده من وعشقـــــم| |

برای آشتی

دلایلت چقدر منطقی است

وقتی ...

با زبان بوسه حرف می زنی...

تاريخ دوشنبه هفتم بهمن 1392سـاعت 17:14 نويسنده من وعشقـــــم| |

براى بغل كردن عشقت


دنبال دلیل و بهانه نباش


عاشقانه ترین احساس


زمانیست که به یک باره درآغوشش بگیری !

تاريخ دوشنبه هفتم بهمن 1392سـاعت 17:13 نويسنده من وعشقـــــم| |

زن یعنی نـاز ؛ مرد یعنی نیـاز
مرد یعنی بایـد ؛ زن یعنی شایـد
مرد یعنی ساختـن ؛ زن یعنی سوختـن
مرد یعنی دلـدار ؛ زن یعنی دلـداده
مرد یعنی آری ؛ زن یعنی گاهـی
مرد یعنی دم ؛ زن یعنی بـازدم
مرد یعنی سخـاوت ؛ زن یعنی صداقـت
مرد یعنی بیـارام ؛ زن یعنی بیاسـای

مـرد یعنی تنهــا یک واژه و آنهم " مــرد "

زن یعنی تنهــا یک واژه و آنهم " عشــق

تاريخ چهارشنبه دوم بهمن 1392سـاعت 12:48 نويسنده من وعشقـــــم| |

عضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !

بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادت نمیشوند !

بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکر اند و دست نـخورده !

دیده ای ؟!

شنیده ای ؟!

بعضـــی ها بی نهایت اند !

تاريخ دوشنبه بیست و سوم دی 1392سـاعت 10:6 نويسنده من وعشقـــــم| |

دخترے که خودشـو واسه" عشقـش


" لوس نکنـه...

که دخــتر نیسـت (!)

باید سـر به سر عشــــقش بزاره...

گاهے گازش بگیـره .. جـاے دندوناش رو لپـش بمـونه ..

گاهـے نیشگونـش بگیـره .. سیـاه و کبـود شـه ..

گاهـے بپره بغلـشو محـکم بوسـش کنـه ..

شیرینـے رابطه و عشـق به هـمین..

شیطنـت ها و دیونه بازے هاسـت...!!!!!

تاريخ شنبه بیست و یکم دی 1392سـاعت 15:16 نويسنده من وعشقـــــم| |

مرد رویاهای من کسیه که:



حتی وقتی مثه سگ و گربه به جون هم افتادیم



شب نذاره از کنارش جم بخورم و بگه:



آشتی نکردیماااا



ولی من بدون تو خوابم نمیبره....

تاريخ شنبه بیست و یکم دی 1392سـاعت 14:31 نويسنده من وعشقـــــم| |

ازدستش عصبانی هستی
هرچی باهات حرف میزنه خودتو به نشنیدن میزنی
بعد صدات میکنه چندین بار
نگاهش نمی کنی فقط بهش میگی که باهاش قهری
بلند میشه ازپشت بغلت میکنه توچشمات نگاه میکنه اولش خیلی جدی اما وسطاش خندش میگیره و میگه: 
توغلط میکنی بامن قهرکنی 
ازلحن صداش خندت میگیره 
همین برای خوشبخت بودن کافیه اینکه بهت نشون میده طاقت نداره صداتو نشنوه

تاريخ شنبه بیست و یکم دی 1392سـاعت 14:31 نويسنده من وعشقـــــم| |

گاهی چقدر دلم هوس شیطنت میکند...


از همان شیطنت هایی که حرف تو پشت بند آن باشد که بگویی:


مگه دستم بهت نرسه...
تاريخ شنبه بیست و یکم دی 1392سـاعت 14:29 نويسنده من وعشقـــــم| |

وقتی کسی رو دوست داری از همه دنیا میگذری

تولد دوبارته اسم اونو که میبری

وقتی کسی را دوست داری میخوای بهش تکیه کنی

بگی که محتاجشی و بخاطرش گریه کنی

وقتی کسی را دوست داری حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که دوست داری عاشقی را بلد باشه

حاضری که بگذری ازمقررات و دین ودرس

وقتی کسی را دوست داری معنی نداره دیگه ترس

وقتی کسی را دوست داری بخاطرش میری به جنگ

بخاطرش دروغ میگی ،قلبت میشه یه تیکه سنگ

وقتی کسی را دوست داری دنیا را از یاد میبری

دارو ندارت را میدی تا اون را بدست بیاری

حاضری هر چی دوست نداشت بخاطرش رها کنی

حسابتو حسابی از مردم شهرجدا کنی

حاضری هر روز سر اون با آدمها دعوا کنی

غرورت را بشکنی وباز خودت را رسوا کنی

تاريخ شنبه بیست و یکم دی 1392سـاعت 14:8 نويسنده من وعشقـــــم| |

اگر انسان‌ها می‌دانستند كه چقدر محدود در كنار هم هستند،

نامحدود همدیگر را دوست می‌داشتند...

تاريخ چهارشنبه هجدهم دی 1392سـاعت 10:42 نويسنده من وعشقـــــم| |

۩ به افتخاری پسری که 

تا فهمید دوست دخترش سرطان داره 

با اون ازدواج کرد.

゜*yellow*゜ のデコメ絵文字゜*yellow*゜ のデコメ絵文字゜*yellow*゜ のデコメ絵文字゜*yellow*゜ のデコメ絵文字゜*yellow*゜ のデコメ絵文字゜*yellow*゜ のデコメ絵文字


سلامتی دختری که همه جوره پای دوست پسرش موند.
سلامتی دختری که وقتی گفت "دوستت دارم" ثابتش کرد.
سلامتی عشقی که خاموش شدنی نیست.
سلامتی دختری که حتی تو بدترین شرایط کسی رو که دوستش داره تنها نمیذاره
سلامتی دخترای با معرفت゜*ふきだし*゜ のデコメ絵文字

تاريخ دوشنبه شانزدهم دی 1392سـاعت 15:26 نويسنده من وعشقـــــم| |

بعضی ها خیال می کنند دوست داشتـטּ ساده است

خیال می کنند باید همه چیز خوب باشد

تا بتوانند کسی را عآشقانه دوست داشته باشند !!

اما...

مَـטּ می گویم ، دوست داشتـטּ دُرست از زمانی شروع می شود که :

بی حوصله می شود،بهانه می گیرد

که یـآدش می رود بگوید دلتَنگ است.یادش می رود

با شیطنت بگوید : " دوستت دارمـ "

دوست داشتـטּ از زمانی شروع می شود که :

خنده هآیتاטּ بغض شود،بغض هایتان آغوش بخواهد

و ببینید آغوشش کمرنگ است ....

اگر در روزهای ابری و طوفانی دوستش داشتی

" شــآهکار کرده ای !! :) "


ادامـه مطـلب
تاريخ چهارشنبه یازدهم دی 1392سـاعت 9:46 نويسنده من وعشقـــــم| |

 مَرב مَنـ


آنــ مـَعـבوב مَرבانیستــــ


کِـــہ چِشمــهایَشــ آینــِــہ בلـــَش اَستــــ


کِـــہ مے شَــوב בلهــُـره کوבکانـِـه اشـــ را


اَز ضَربانــــِـ قَلبَشــــ و لـَـرزشــــ لَبهایـَـشــ פـِـســ کــرב


مَرב مَنـ


 اَز آنــ جُملِـــہ مَرבانیستـــ


کِــہ میــشَوב تا آפֿــر عُمــر


مَـבهــوشـ بــوسِه هاے عاشـِـقانـہ اشـــ مانـــב


مَرב مَنـ


تـــَمام مَنـ استــ


مُـפֿـاطَبـِـ تـــَـمامِـــ عاشِقــانِه هــاے مَنــــ

تاريخ چهارشنبه یازدهم دی 1392سـاعت 9:45 نويسنده من وعشقـــــم| |

♥اگـــــــــه مــــــــــــردی..♥

اگه عاشقشی...♥
قدر مهربونیاش رو بدون..
بزار از ابراز عشقش به تو انرژی بگیره ....
بزار واست بخنده و تو بهش بگو که عاشقِ خنده هاشی .....
بهش بگو چقدر دوسش داری .....
زن به همین راحتی آروم میگیره .....
♥تو فقط یه کم مـــــــــــــــــــــــــرد باش♥

تاريخ شنبه هفتم دی 1392سـاعت 14:17 نويسنده من وعشقـــــم| |

تاريخ چهارشنبه چهارم دی 1392سـاعت 14:27 نويسنده من وعشقـــــم| |

من و تو هستیم و بینمان فاصله

زودتر نمیگذرد این ثانیه های بی حوصله

همچنان باید بی قرار باشیم ،

تا کی باید خیره به عکسهای هم باشیم!

بیش از این انتظار مرا میسوزاند،

 دلخوشی فرداست که

تمام حسرتها و غمها را بر دلم میپوشاند

تو  در این فاصله میسوزی و من از سوختنت خاکستر میشوم ،

 تو اشک میریزی و من در اشکهایت غرق میشوم ،

 تو نمی تابی و من در تاریکی محو میشوم ،

 تو از انتظار خسته ای و من به انتظار آمدنت

 دست به دعا میشوم!

انگار عقربه های ساعت هم از انتظار خسته اند ،

نشسته اند و حرکت نمیکنند

چرا نمیگذرد ، تا برسد آن روز

در خواب میبینم تو را ،ستاره ها که می آیند ،

نمیدانم، میدانند حال من و تو را

روزها شبیه هم است ، امشب نیز مثل دیشب است ،

امروز خیره به ساعت بودم ،

 دیروز با ثانیه ها هماهنگ بودم

دیشب خواب دیدم سرم بر روی شانه هایت است ،

 امروز در فکر خواب دیشب بودم

به انتظارت مینشینم ،

انتظار هم پایان نیابد ،

میروم به سوی پایانش ،

 تا نزدیک شوم به تو ،

 در کنارت خیره شوم به چشمانت تا بگویم


خیلی دوستت دارم

 large.jpg

تاريخ چهارشنبه چهارم دی 1392سـاعت 13:2 نويسنده من وعشقـــــم| |

                         

تاريخ جمعه بیست و نهم آذر 1392سـاعت 15:10 نويسنده من وعشقـــــم| |

مَنْ و تو

همآنْ آدمْ و حوّآے مُدِرنیمْ 

که دلمآنْ مےْخوآهد 

شریکْ شَویمْ بآ هَمْ

در خوردنِ یک سیبْ

حتّے اگر رآنده شویمْ از اینجآ...!!!

thumb_HM-2013345034265936611386013242.05
تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392سـاعت 14:53 نويسنده من وعشقـــــم| |

هـــــــــــــــــوا را هر چقدر هم نفس بکشیــ

باز هم برایِ کشیــــدنش بال بال میزنی

مثـــــــــــــــلِ تــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

که هر چقدر که یاشیـ

باز باید باشیـ

میفهمی چه میگویم؟؟؟!!!!!

بودنتـــــ مهـــــــــــــــــّم استـ...

http://upload7.ir/images/39623297223658359261.jpg

تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392سـاعت 14:45 نويسنده من وعشقـــــم| |

パステル のデコメ絵文字تو که باشی بَس است...مگر من جز نفس چه میخواهم؟؟パステル のデコメ絵文字


تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392سـاعت 14:41 نويسنده من وعشقـــــم| |

جوری در آغوشت می‌خوابم ، که خدا هم پيدایم نکند ، خيال کند اشتباهی به تو دو روح داده است ...

تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392سـاعت 14:36 نويسنده من وعشقـــــم| |

گـاهـی اوقـات ...

آدم نیــاز دارد در آغـوش مـَردی غـَرق شـود

مـَردی کـه اگـر کسـی اذیتـت کـرد ،

قـول دهـد همشـان را می زنـد.

مـردی کـه تـَه ریـش داشتـه بـاشـد

و لبخنـدش فقـط و فقـط بـرای تـو باشـد

مـردی کـه ساعت ها در آغـوشـَش لـَم دَهـی

بـدون ِ اینـکه بـروَد سـَر ِ اصـل ِ مطلـب

مـردی کـه گـریـه هایـت را گـوش کنـد

و در خـود حـَل کنـد.

مـردی کـه تـورا بـا دنیـــــــا عـوض نکنـد

حتـی اگـر زشـت تـرین آدم ِ روی ِ زمین بـودی

مـردی کـه مـَــــــــرد بـاشـَد.... !!


مـَــــــــرد مـَـن خیلی دوستـــــت دارم تا ابـَـــــــد


تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392سـاعت 17:18 نويسنده من وعشقـــــم| |

نمیدانم،
تو را
به اندازه ی نفسم دوست دارم،
یا نفسم را به اندازه ی تو!؟
نمیدانم،
چون تو را دوست دارم نفس میکشم،
یا نفس میکشم که تو را دوست بدارم!؟
نمیدانم،
زندگیم تکرار دوست داشتن توست،
یا تکرار دوست داشتن تو،زندگیم!
تنها
میدانم :
که دوست داشتنت
لحظه
لحظه
لحظه ی
زندگیم را می سازد،
و عشقت
ذره
ذره
ذره ی
وجودم را!
1379787589_39159896b5287372a89888cdee4248e2-1264077637.jpg

تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392سـاعت 17:11 نويسنده من وعشقـــــم| |



ادامـه مطـلب
تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392سـاعت 7:41 نويسنده من وعشقـــــم| |



خوشبختی همین در کنار هم بودن هاست

همین دوست داشتن هاست

در آغوش گرفتن هاست

خوشبختی همین لحظه های ماست،

همین ثانیه هاییست که در شتاب زندگی گمشان کرده ایم!!.....


تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392سـاعت 7:38 نويسنده من وعشقـــــم| |



پسری که میذاره گازش بگیری پسر نیست که








مرد رویاهاس :))))
تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392سـاعت 7:38 نويسنده من وعشقـــــم| |

تاريخ جمعه یکم آذر 1392سـاعت 15:2 نويسنده من وعشقـــــم| |

miss-A